



میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر را به همه زنان و مادران تبریک عرض میکنم و امیدوارم تا همیشه قدر این گوهر گرانبها را بدانیم و به او عشق بورزیم .

و چند سطري تقديم به مادرم ...
سلام مادر خوبم…
روزت مبارك.
قلم در دست گرفته ام تا چند سطري برايت بنويسم.اما چگونه آن همه خوبي و مهرباني در قلم و كاغذم ميگنجد؟؟؟
مادر!!!
فراموش نخواهم كرد زماني را كه عصاره مهر را از سينه ات مينوشيدم و عشق در من جوانه ميزد.
فراموش نخواهم كرد وقتي كه دستان كوچكم را در دستت ميگرفتي تا گام بردارم.
فراموش نخواهم كرد كه گيسوانم را با عشق و عاطفه شانه ميزدي.
فراموش نخواهم كرد تمام لحظاتي را كه دنياي عشقت را نثارم ميكردي.
ميخواهم تمام كلمات زيباي دنيا را به صف بكشم تا شعري شود براي تو،اما كدامين بيت است كه لايق درياي بي كران مهرباني تو باشد؟؟؟
مادر!!!
ميخواهم بگويم لبخند توست كه تمام زيبايي هاي دنيا را يكپارچه به پايم ميريزد.
صداي توست كه مرهم همه تنهايي هاي من است.
چشمان پر مهر توست كه خستگي را مي گيرد از وجودم.
شانه هايت بهترين تكيه گاه است براي لحظات ابري آسمان چشمم.
دستهايت بهترين جايگاه است براي بوسه زدن.
مادر!!!
صداي زيبايت،طنين دل انگيز نسيم سحر است در گوشم.
من همچون ماهي كوچكي هستم كه حتي يك لحظه هم نميتوانم بدون درياي مهرت زنده بمانم.
با توست كه به آسمان ميرسم.با توست كه نور خدا را ميبينم.اصلا بگذار بهتر بگويم.در وجود توست كه مهرباني خدا تجلي ميابد برايم.
مادر!!!
ميخواهم عهدي ببندم.ميخواهم تا آخرين لحظه عمرم هرگز كلامي نگويم كه گل هاي دشت سبز دلت پژمرده شوند.
عهد ميبندم فراموش نكنم همه مهرباني ها و فداكاري هايت را ...
عهد ميكنم هميشه دستان تو بوسه گاهم باشد.
تا هميشه دوستت دارم....
خدمتي كه مطهري به نسل جوان كرد،كم كسي انجام داده است.
كسي را سراغ ندارم كه بگويم بي استثناء آثارش خوب و انسان ساز است.
امام خميني(ره)
![]()
سالروز شهادت شهيد مرتضي مطهري گرامي باد.
سلام بر همه ي آموزگاران مهرباني
روزتان مبارك
و يك سلام ويژه بر معلم مهربانم كه در روز اول مدرسه مهر چشمانش حراس جدايي از مادر را گرفت از دل كوچكم.سركار خانم مونس دفاعي.
هنوز هم لبخندت زيباترين لبخند است برايم.
هزاران بار بوسه بر دست مهربانت ميزنم كه روزگاري دستان كوچكم را ميگرفت تا بياموزم قلم در دست گرفتن را.یاد وجود مهربانت همیشه در ذهنم ماندگار است و جایگاهت در قلبم ابدی...
با آرزوي سلامتي و شادي براي همه معلم هاي خوب![]()
فاطمه جانِ نبیِ خاتـــم است
فاطمه فخرِ زنانِ عالـــم است
فاطمـــه دخــتِ محمــد مصطفی
همســـرِ شــاهِ ولایــت مرتضـــی
فاطمه الگوی حسن و رحمت است
اسوه ی صبر و وفا و همت است
فاطمــه هـرگـز تمنـایــی نـداشت
از علی هـرگـز تقـاضـایـی نداشت
فاطمــه دنبالــه ی نسل پدر
فاطمــه یعنی همان اصل پدر
فاطمــه ام ابیهـــای رســول
پــاره ی قلبِ پـدر باشد بتول
فاطمه پهلو شکسته غرق خون
گشت محسن در درونش سرنگون
دشمنت زد بـر تـو سیلی فاطمه
روی ماهــت گشت نیلـی فاطمه
فاطمــه زهرای حیــدر بــود و بس
فاطمــه دخــتِ پیمبـر بـود و بس
عاقبـت مـرگِ گـلِ یاسِ کبــود
شیعه را جز سوگ و جزماتم نبود
آسمــان نــالــد ز داغ فاطمـــه
شیعه دلخــون از فــراقِ فاطمه
مرتضی بر جسم تو غسال شد
زین سبب خون در دل اطفال شد
در شبی گنــجِ گــرانِ پیکــرش
کــرد پنهــان در میــان تــربتش
میشوم من خــاکِ پــای فاطمه
هستی ام گردد فــدای فاطمه
ای خــداونــدِ بـــــزرگ و دادرس
تـــو بــه دادِ امــتِ زهــــرا بــرس
بر تو مهدی چشمِ این خیلِ عظیم
کی بــه دیــدارِ تــو نایل میشویم ؟!
شعر ( زرناز ) نسیم سحر
سلام.چهل روز از آسماني شدنتان گذشت...
نميدانم چه رازي ست بين شما و مادرتان زهرا س.
نريمان پر كشيد با پهلوي شكسته. و محمد مهدي با بازوان...
يادگاري از مادرتان.
همزمان با شهادت بي بي دو عالم چهلمين روز شهادتتان را به سوگ مينشينيم.
يا زهرا س

روزگاری میرفت که زمین و آسمان از جهالت خسته شود؛ پیامبر اکرم(ص) ظهور کرد و بتها را بیرون راند و از دلهای غبارگرفته زدود. تمام غبارها را از دل سمیه همسر یاسر و مادر عمار ربود و همین زدودن غبار دلها، ابوجهلها را بر آن داشت تا سمیه را زیر بار سنگین شکنجهها قرار دهد تا به اسلام توهین کند؛ او زیر بار شکنجهها به شهادت رسید به جرم گرویدنش به دین مبین اسلام و ایمان آوردن به پیامبر اکرم(ص).
بیش از 1400 سال بعد، سمیه دیگری پرچم دفاع از اسلام را بلند کرد؛ آن هم در خطه کردستان که هنوز هم نام و یادش در ذهن مردمان سرزمیناش جاودانه و زنده است.

سلام
سلام بر تو اي سيد شهيدان اهل قلم.
سالروز پركشيدنت بهانه اي شد براي از تو گفتن.
اما...
اما دستانم ميلرزد و قلمم شرم دارد كه از تو بنويسد.تو كه نگاشته هايت دلهاي گم شده را ميرساند به ديار شهدا.
تو كه آواي محزونت هنوز هم رد عطر لاله ها را يادمان مي آرد.
دلم گرفته...
امروز در هياهوي دنياي من،فقط صداي توست كه غايب است و هزاران نواي ديگر حاضر
اما دلم فقط صداي تو را ميخواهد.
آن صدايي كه روايتگر عشق بود و مرثيه خوان دلدادگي...
سالروز شهادتت مبارك.
براي خواندن خلاصه اي از زندگي نامه شهيد مرتضي آويني به ادامه مطلب مراجعه كنيد.

سلام
آمدم تا با تو سخن بگويم
كاش من هم مثل دوستانت چهره ات را ديده بودم
با همان لبخند كودكانه
كه هنوز هم بعد هشت سال كه از رفتنت ميگذرد
به يادش اشك به چشمشان مي آيد
كاش خيابان هاي شهر من
رنگ و بويي از تو داشت
طلاييه كه بودم،تو بودي و سه راهي شهادت
يادش بخير.
چه زيبا و عاشقانه استخوان هاي شهدا را در اغوش ميكشيدي
آن قدر زيبا كه آن ها نتوانستند دوريت را تحمل كنند
و به آغوشت كشيدند....
مادرت ميگفت وقتي عازم حج بود فقط يك سوغات خواستي
و آن هم طلب شهادت از بي بي زهرا س
و چه زيبا پركشيدي به سوي بي بي بي حرم
و رفتي..
رفتي و حالا هشت سال از رفتنت گذشت
اما تا هميشه هستي در دلهايمان...

سلام
خدايا!!!
خدايا براي دوستانم ايمان غواصهاي والفجر هشت
شجاعت خط شكنان كربلاي پنج
استقامت جانبازان شيميايي
ثواب اشك جاماندگان از قافله شهدا
سلوك باكري و همت
وعزت شهداي گمنام را از درگاه خداونديت در اين سال نو خواستارم.
لحظه تحويل سال نو مارو از دعا فراموش نكنين.

نريمان و مهدي عزيز
حالا كه بر بال ملائك نشسته ايد
همسفرانتان رو دعا كنيد
همه ما در فراقتان ميسوزيم و لحظه لحظه هاي سالمان را با يادتان آغاز ميكنيم.
شادي ارواح مطهر شهيد محمد مهدي مقدم و شهيد نريمان مژدهي صلوات

سلام
گفتم وقتي برگشتم از زيبايي هاي سفرم به سرزمين نور،ديار شهدا و معراج عاشقان راه سيد الشهدا بنويسم.
ميخواستم بنويسم از دو كوهه
از سه راهي شهادت
از غروب دلگير شلمچه
و از ميشداغ و ابهتش و لرزيدن دلم از ترس
از رمل هاي فكه و از كانال كميل
از فتح المبين
از اروند خروشان
از برج ديده باني و از دهلاويه و چمران
آنجا كه بوديم دلمان كربلايي شد
پرچم سرخ قمر بني هاشم (ع)به سرمان كشيدند و عاشقان شهادت دست در دست ابوالفضل العباس (ع)نهادند.
ديشب كه برميگشتيم شهدا باز گلچين كردند.
محمد مهدي مقدم و نريمان مژدهي پركشيدند به آسمان.
آري!!!
به قول آويني:هيچ كس را تا به بلاي كربلا نيازموده اند از دنيا نخواهند برد.
دو برادر بسيجي مان خوب امتحان پس دادند.آزموده شدند به بلاي كربلا و دعوت حق را لبيك گفتند و بالهايشان را باز كردند و پركشيدند به سوي شهدا...
دلاوران شهادتتان مبارك
قلمم خسته تر از آن است كه بنويسد از سفر
آن ها رفتند و مهمان سيد الشهدا(ع)شدند و ما جامانده هاي غريب ميسوزيم از داغشان و فراقشان خاكسترمان ميكند...
شادي روحشان صلوات


سلام دوستان.
يك سال گذشت از بودنم در غروب شلمچه و حالا براي تجديد پيمان با شهدا ميرم شلمچه.
التماس دعا...
روزهای زیادی نگاهمان به غروب بود و از غروب گفتیم .
از همان غروب دلگیر و دلخواه شلمچه ...
از همانجا که سالها قبل مردانش کاری کردند
که همیشه تاریخ در خاطره ها می ماند .
و تاریخ محال است غروب شلمچه و نجواهایی که با آن شده است را
فراموش کند .
و مگر می توان فراموش کرد که شلمچه کجاست ؟؟؟
از شلمچه بسیار گفتیم و شنیدیم اما
شلمچه را فقط خدا می شناسد،
شلمچه تعبیر "انّی اعلم ما لا تعلمون " است
قدر آنرا رسول الله می داند،مظلوميتشش را علي (ع) ميداند و فاطمه (س)
جای تک تک شهدا را اباعبد الله میداند و از قتلگاههای شلمچه زینب آگاه
است.
شلمچه برای شهیدان مانند مادر است.
اینجا کربلاست ..اینجا قدمگاه فاطمه (س) است..
می بینی شلمچه دل ما را به کجا پیوند داده ای !!!
شلمچه و دلتنگی برای رسیدن به مرزهای کربلا ...
آنقدر گفتیم که آرزو می کنیم که ما هم از یاران آخرالزمانی
حسین (ع) باشیم و یاران
آخرالزمانی حسین (ع) جایی ندارند جز خیمگاه سبز مولایشان مهدی
(عج) ..
خوب که فکر کنیم می بینیم حتی غروب شلمچه هم محو جمال همان یار
دلربا شده .
خورشید شلمچه از شرم جلوه خورشید حقیقی عالم دیگر جلوه ندارد
